X
تبلیغات
شعر - شعر


شعر

شعر و رمان عاشقانه

 

سلام

خوبید ؟؟

میخوام که از پیشتون برم ولی نه جای دوری یه وب دیگه

وب جدیدم

www.90to11.blogfa.com

در اصل این وبم به وب جدیدم منتقل شد

امیدوارم که بتونم تو وب جدیدم هومن بهتری باشم برای همتون

مطلب های بهتر - قشنگتر - جذاب تر و ...

وب همتون هم میام و بهتون یاد آوری میکنم که

آدرس وبم رو تو لینکهاتون عوض کنید و همچنین اسمم رو

( عشق هومن ... )

هومن تو وب جدید منتظره همتون هست

همتون رو دوست دارم

منتظرتونم

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط هومن|

 

برگرد…

یادت را جا گذاشته ای

نمی‌ خواهم عمری به این امید باشم

که برای بردنش برمی ‌گردی...

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط ملیسا| |

 

کاش از اول میدونستم تو مال دیگرونی

کاش از اول میفهمیدم تو با من نمیمونی

کاش از اول میدونستم تو سهم من نمیشی

کاش میفهمیدم که تو از عشق من گریزونی

از فکر و قلبم تو نمیری که به همین زودی

تو اون فرشته ی پاکی که من فکر میکردم نبوووودی

میدونم هر جا که هستی با هرکسی نشستی

به راحتی فراموشم میکنی تو به زوودی

این همه عاشق بودم تو نفهمیدی

با تو صادق بودم تو نفهمیدی

من که عاشق بودم تو نفهمیدی

با تو صادق بودم تو نفهمیدی

کاش از اول میفهمیدم تو مغروری

کاش میدونستم از دنیای من دوری

کاش آروم آروم از قلبه من میرفتی

چه دروغ های شیرینی به من میگفتی

این همه عاشق بودم تو نفهمیدی

با تو صادق بودم تو نفهمیدی

من که عاشق بودم تو نفهمیدی

با تو صادق بودم تو نفهمیدی

من که عاشق بودم تو نفهمیدی

با تو صادق بودم تو نفهمیدی

من که عاشق بودم تو نفهمیدی

با تو صادق بودم تو نفهمیدی

 

دانلود :  فرشته ی پاک

 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389ساعت 8:31 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

چه قدر سخته تو چشم های کسی که تمام

عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد

زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی

که هنوزم دوسش داری

چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی

که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

چه قدر سخته تویه خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما

وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی

چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو

خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری

چه قدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی

و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیره لب بگی

گل من باغچه نو مبارک

 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

هر روز كه ميگذره احساسم به تو بيشتر ميشه

دل تنگتر از قبل ميشه

عشقم به تو عميقتر ميشه

هر روز لحظه ها را با يادت سر ميكنم

به دور از تو بودن عادت ميكنم

تنهايي را بيشتر باور ميكنم

هر روز ترسم بيشتر ميشه

ترس از بازيهاي زمونه

ترس از دست دادن تو

ترس از دل شكستن

ترس از جدا شدن

كاش هميشه منو تو عاشق هم باشيم

كاش يه روزي  مال هم بشيم

كاش هيچ حسودي عشق ما رو چشم نزنه

و نخواد بين ما جدايي بندازه

كاش همه عاشقا مال هم بشن

همه عاشقا با عشقشون خوش باشن...

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 10:59 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

دیدی رفتی بی بهونه با یه حرفی که دروغه

کی بهت گفته عزیزم سر من برات شلوغه

من بودم یه تک ستاره اما نه حالا یه مُردم

حالا من بدون چشمات چوب سادگیمو خوردم

حالا یه خاطره مونده از من و چشمای نازت

من دارم بی تو می میرم آی خدا بگو که خوابه

بی تو یه برگ خزونی توی این فصل خزونم

تو می ری به یه بهونه تو باید بری هنوزم

دیدی آخرش یه روزی  اشکو تو چشام گذاشتی

تو همونی که می گفتی دیگه تنهام نمی ذاشتی

دیدی رفتی وقتی باید پای عشق من می موندی

وقتی باید این سکوتو از توی چشام می خوندی

دیدی آخرش سوزوندی نامه های عاشقی رو

دیدی که باید می خوردم بی تو چوب سادگیمو

تو بگو می ری ولی من پای عشق تو می مونم

تو بذار آتیش بگیرم ولی از نگات می خونم

دیدی رفتی وقتی دوریت منو تا پای شکست برد

تو می خواستی که بدونی دلم از دلت شکست خورد

دیدی آخرش چه جوری عکسمون بدون قاب موند

دیدی آخرش جدایی شعر ماتم منو خوند

 

نوشته شده در جمعه سوم دی 1389ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

چه روزايي خوش بود دلی که شد هوادارش

رو بدیهاش چشاشو بست آخرم شد گرفتارش

چه دورانی سر شد همه خواب و همه رویا

دیگه اون قلب خوش باور شده بی زار از این دنیا

سر سازش نداره دلش از جنس دیواره اینم از بخت بده روزگاره

چشونه این دنیا که خوشیش با این و اونه

واسه ما سره سوزن نمیذاره

سر سازش نداره دلش از جنس دیواره اینم از بخت بده روزگاره

چشونه این دنیا که خوشیش با این و اونه

واسه ما سره سوزن نمیذاره

تک و تنها سر کن آخه دنیا بلا داره

اونی که دوره از این جمع نه اسیره نه آواره

این از رسم امروز عاشقی قیمتش چنده

اگه عشقت باهات خندید یه روزم به تو میخنده

سر سازش نداره دلش از جنس دیواره اینم از بخت بده روزگاره

چشونه این دنیا که خوشیش با این و اونه

واسه ما سره سوزن نمیذاره

سر سازش نداره دلش از جنس دیواره اینم از بخت بده روزگاره

چشونه این دنیا که خوشیش با این و اونه

واسه ما سره سوزن نمیذاره

سر سازش نداره دلش از جنس دیواره اینم از بخت بده روزگاره

چشونه این دنیا که خوشیش با این و اونه

واسه ما سره سوزن نمیذاره

یلدا به همتون خوش بگذره

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

من فقط عاشق اينم حرف قلبتو بدونم

الكي بگم جدا شيم تو بگي كه نميتونم

من فقط عاشق اينم بگي از همه بيزاري

دو سه روز پيدام نشه و ببينم چه حالي داري

من فقط عاشق اينم عمري از خدا بگيرم

اينقدر زنده بمونم تا بجاي تو بميرم

من فقط عاشق اينم روزايي كه با تو تنهام

كار و بار زندگيمو بزارم براي فردا

من فقط عاشق اينم وقتي از همه از كلافم

بشينم يه گوشه دنج موهاي تو رو ببافم

عاشق اون لحظه ام كه پشت پنجره بشينم

حواست به من نباشه دزدكي تو رو ببينم

من فقط عاشق اينم عمري از خدا بگيرم

اينقدر زنده بمونم تا بجاي تو بميرم

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوست دارم دوست دارم دوست دارم    ...

عشق يعني شب نيايش با خدا   

تا طلوع صبح دلتنگي دعا 

عشق يعني آه ديگر پشت آه

سوز دل را پرکشاندن تا به ماه 

عشق يعني گريه هاي بي صدا

چشم خيس دختري دور از نگاه

عشق يعني لحظه هاي انتظار 

دل به فردا بستن و روز بهار

عشق يعني بارش از ديده چو ابر

 بهر ديدار دوباره باز صبر


عشق يعني بهترين حس نياز

 سوي تنها خالق هستي نماز

عشق يعني اين منه ديوانه وار

 کرده ام خود را فداي عشق يار

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط هومن| |

 

تو که چشمات خیلی قشنگه

رنگ چشمات خیلی عجیبه

تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه

تو که چشمات خیلی قشنگه

رنگ چشمات خیلی عجیبه

تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه

میدونستی که چشات شکل یه نقاشیه که تو بچگی میشه کشید

میدونستی یا نه 

               میدونستی یا نه

میدونستی که توي چشمای تو رنگین کمون و میشه دید

میدونستی یا نه

                   میدونستی یا نه

میدونستی که نموندی

دلم و خیلی سوزوندی

چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی

میدونستی که چشامی همه ی آرزوهامی

میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی

اوووووووووووو  اوووووووووووو  اووووووووو  اوووووووو

oooooo  oooooooo  oooooooo  oooooooooo 

تو که چشمات خیلی قشنگه

رنگ چشمات خیلی عجیبه

تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه

تو که چشمات خیلی قشنگه

رنگ چشمات خیلی عجیبه

تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه

میدونستی همه ی آرزوهامو واسه ی چشم قشنگ تو پروندم رفتش

میدونستی یا نه

           میدونستی یا نه

میدونستی که جوونیمو واسه چشم عجیب تو سوزوندم رفتش

میدونستی یا نه

                       میدونستی یا نه

ميدونستي كه نموندي

دلم و خیلی سوزوندی

چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی

میدونستی که چشامی همه ی آرزوهامی

میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی

اوووووووو  اوووووووووو  اووووووووووو  اوووووووووووو

oooooooo  oooooooo  oooooooo  oooooooo

 

نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

عادت دارم میشینم پای pc آهنگ ميذارم هر شب و بدون استثنا

امشبم مثله هميشه

ولي امشب از اون شباست

اونايي كه با وب من آشنان ميدونن كدوم شبا

حوصلم خيلي سر رفته

دوباره اعصابم ريخته بهم

نميدونم قضيه چيه بعضي شبا اينطوريي ميشم

دلم ميگيره

حوصله ي هيچكي رو ندارم

دلم ميخواد گريه كنم

ياده هيچكي هم نيستم كه مثلا بگم يادش افتادم دلم گرفت نه

باور كنيد از ظهر تا حالا با كل اعضاي خانواده 10 كلمه صحبت نكردم

چرا بيرون رفتم با دوستامم حرف زدم ولي باور كنيد

همشون بهم گفتن چرا اينطوريي شدي

ميگفتم  آهنگا همينطوري داشتن ميگذشتن يوهو متوجه اين آهنگ شدم

عطر تو

اگه بدوني چقدر صداش سوز داره

گريه آدم در مياد به خدا

10باره دارم گوش ميدم

حفظ شدم

واسه دل خودم نوشتمش

توي شوره ذار ذهنم

گل يادت ديگه پژمرد

آخرين لحظه ي بودن

زيره بار غم تو مرد

 

چه قدر امشب تو سكوتم

شعره من عطره تو داره

داره يك واژه ي تازه   تو رو ياده من مياره

 

ياده تو لالايي ميشه

واژه ها مثله ستاره

ولي تو نيستي و شعرم

آسمونش ماه نداره

 

عطره ياده تو تو شعرام       انگاري كه موندگاره

نميره از توي ذهنم        آخه تنها يادگاره

كاشكي اين ترانه ي من  يه شروع باشه دوباره

در نبودت بودنه تو زندگيم شادي نداره

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد

باقيشو بگم ميبيني گريه هات كلي حروم شد

من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه

سرزنش نكن دلم روو به خدا اون بي گناهه

باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه

اما اشكاتووو نگه دار نذار اينجوري بريزه

حاله من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني

من نگاهت بكنم تا تو چشام عشقو ببيني تو چشام عشقو ببيني

بد جوري ديووونتم من فكر نكن اين اعتراضه

هميشه نبودنه تو كرده اين دل رو كلافه

ميدونم فرقي نداره واست عاشق بودن من

مبدونم واست يكي شد بودنو نبودن من

اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده

اما بعد ديدم يه عشقه با تو اندازش زياده

بيا و مثله گذشته جز به من به همه شك كن

من بدون تو ميميرم بياووو بهم كمك كن

(E)

من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد

باقيشو بگم ميبيني گريه هات كلي حروم شد

من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه

سرزنش نكن دلم روو به خدا اون بي گناهه

باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه

اما اشكاتووو نگه دار نذار اينجوري بريزه

حاله من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني

من نگاهت بكنم تا تو چشام عشقو ببيني تو چشام عشقو ببيني

بد جوري ديووونتم من فكر نكن اين اعتراضه

هميشه نبودنه تو كرده اين دل رو كلافه

ميدونم فرقي نداره واست عاشق بودن من

مبدونم واست يكي شد بودنو نبودن من

اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده

اما بعد ديدم يه عشقه با تو اندازش زياده

بيا و مثله گذشته جز به من به همه شك كن

من بدون تو ميميرم بياووو بهم كمك كن

 خدا رحمتش كنه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

وجودم پاره ای از شب ، دلم تنهاترین پاییز

بساطم بقچه ی اندوه،دلـــــــــم تنگ است

دلم اندازه حجم قفس تنگ است،صدایم خیس بارانیست

نمیدانم چرا در قلبم پاییز طولانیســـــــــــت...

نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط ملیسا| |

 

روزای سخته نبودنه با تو

خلا امیدووو تجربه کردم

داغ دلم که بی تو تازه میشد

همنفسم شد سایه ی سردم

تورو میدیدم از اون وره ابرا

که میخوای سر سری از من رد شی

 

آسمونو بی تو خط خطی کردم چجوری میتونی انقده بد شی

چجوری میتونی انقده بد شی

 

سکوت قلبت رو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

 نمیخوام مثله گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه

سکوت قلبت رو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

 نمیخوام مثله گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه

 

روزای سخته نبودنه با تو

دور نبودنتو خط کشیدم

تازه میفهمم اشتباهم این بود

چهره ی عشقمو غلط کشیدم

عشق تو دارووو نداره دلم بود

 اومدی دارووو ندارمو بردی

 

بیا سکوتت و بشکن و برگرد  که هنوزم تو دل من نمردی

که هنوزم تو دل من نمردی

 

سکوت قلبت رو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

 نمیخوام مثله گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه

سکوت قلبت رو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

 نمیخوام مثله گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه

 

تقدیم به دوست خوبم شادی جان

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 9:41 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

يه روز تو زندگيم بودي 

همينجا رو به روم بودي

  اما آرزوم نبودي

فكر ميكردم از آسمون

 بايد بياد يه روزي اون  

تا آرزوم بشه تموم

يه اشتباهي كردمووو 

 قلب تورو شكستمووو  

  نميبخشم خودمو

 

حالا پشيمون شدمووو

 ميخوام تو باشي پيشموووو

 حق داري كه نبخشي منو

 

شرمندتم كه ستاره داشتمووو

 دنباله اون ميگشتمووو

 

شاكي از اين بودم  كه من ستاره اي ندارم

 

ستاره بود تو مشتمووو

 تكيه ميداد به پشتمووو

 

 احساسشو ميكشتموو   احساستو ميكشتم

 

شرمندتم كه ستاره داشتمووو

 دنباله اون ميگشتمووو

 

شاكي از اين بودم  كه من ستاره اي ندارم

 

ستاره بود تو مشتمووو

 تكيه ميداد به پشتمووو

 

 احساسشو ميكشتموو   احساستو ميكشتم

 

نوشته شده در جمعه پنجم آذر 1389ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط هومن| |

 

عشق كدوم قريبه يوهو به جونت افتاد

چي شد كه خيلي ساده عشقمو بردي از ياد

قلبمو بي تفاوت له كردي زير پاهاش

گول نگاشو خوردي يا كه فريبه حرفاش يا كه فريبه حرفاش

 

آهاي خبر نداري دلم داره ميميره

همدم بي كسي ها تو بي كسي اسيره

 

بهش بگين هنوزم جاش خاليه  تو خونم

بگين هنوز داد ميزنم برگرد قدت به جونم برگرد قدت به جونم

 

رفتم  ز يادت اما بدون نرفتي از يادت

نديدي وقتي رفتي واسه تو دست تكون داد

هركي رسيده از راه بهم ميگه ديووونم

اخه ورد زبونمه برگرد قدت به جونم برگرد قدت به جونم

 

دلت چجوري اومد زدي خيلي ساده

تنهاش گذاشتي اما دل به كسي نداده

 

هيچ از خودت ميپرسي عاقبتم چي ميشه

نه مرده ام نه زنده  زنده به گور هميشه زنده به گور هميشه

 

آهاي خبر نداري دلم داره ميميره

همدم بي كسي ها تو بي كسي اسيره

 

بهش بگين هنوزم جاش خاليه  تو خونم

بگين هنوز داد ميزنم برگرد قدت به جونم برگرد قدت به جونم

FO ELI

تا جايي كه من يادم مياد اين آهنگو براي بار اول محسن چاووشي خوند

ولي ايني كه من نوشتم رو محسن يگانه خونده

راستي اگر كسي آهنگ خاصي مد نظرش بود بهم بگه حتما مينويسم براش

 

نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

میکشمت اگه یه روز با غریبه ببینمت

گل منی نمیذارم دست دیگه بچیندد

گولم زدی اما بدون یه روز سراغه تو میام

باخنجری تشنه واسه سینه ی داغ تو میام

میمیرمو میسوزم از این حیله و نیرنگ تو

مگه چه کردم با دلت عمری بودم تو چنگ تو  تو چنگ تو  تو چنگ تو

 

قانونه تو تو عاشقی هوسه

میکشمت دستم بهت برسه

 

قانونه تو تو عاشقی هوسه

میکشمت دستم بهت برسه

 

دو ته سیگار مونده رو میز

  یه ماتیکی     یکی تمیز

گفتی به من تنها بودی

کی بوده پس اینجا عزیز

وای که دلم داره دیگه دق میکنه پر میزنه

شب خوشیت تموم میشه صبح منم سر میزنه

نفس نفس میزنمو از دور تماشات میکنم

رفتی با اون مرد غریب ندیدی نگات میکنم

 

قانونه تو تو عاشقی هوسه

میکشمت دستم بهت برسه

 

قانونه تو تو عاشقی هوسه

میکشمت دستم بهت برسه

 

قانونه تو تو عاشقی هوسه

میکشمت دستم بهت برسه

یه زمانی خیلی با این آهنگ حال میکردم یعنی شب و روز گوش میکردم

الانم خیلی دوستش دارم ولی خوب خیلی وقت بود گوش نداده بودم

گفتم یاده قدیما بنویسمش

 

نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

سلام

خوبيد؟

اميدوارم كه خوب باشين

عيد قربان رو به همه ي مسلمين جهان تبريك ميگم

ببخشيد چند روزي نبودم

از اين مريضي جديدا گرفته بودم

هوا گول ميزنه آدمو

هواي خودتونو بيشتر داشته باشين تا مثله منو امثال من نشيد

امشب يه ذره بهتر شدم

گفتم اولين كار اينه كه با شما باشم

آهنگ شادمهرووو ۲۰دفعه تا الان گوش دادم

نميدونم انگار كه امشب خيلي با شباي ديگه فرق داره

دله منم يه ذره گرفته

بعضي شبا اينطوري ميشم

دلم ميخواست تا بكي بود كه دركم ميكرد

ميفهميد كه چي ميخوام بگم

ولي نيست

دلم ميخواست تا صبح تو خيابونا راه ميرفتم و واسه ي خودم گريه ميكردم

ولي نميشه

هر كاري كه آدم بخواد نميتونه انجامش بده

...

بزگترین شادی ام اینست که       هیچ کس نمیداند تا چه حد غمگینم

آغوشتو به غير من به روي هيچ كي وا نكن

منو از اين دلخوشي ها آرامشم جدا نكن

من براي با تو بودن پرعشق و خواهشم

واسه بودن كنارت تو بگو به هر كجا پر مي كشم

منو تو آغوشت بگير آغوش تو مقدسه

بوسيدنت براي من تولده يك نفسه

چشماي مهربونه تو منو به آتيش ميكشه

نوازش دستاي تو عادته تركم نميشه

چشماي مهربونه تو منو به آتيش ميكشه

نوازش دستاي تو عادته تركم نميشه

فقط تو آغوشه خودم دقدقه هاتو جا بزار

به پاي عشق من بمون هيچ كس رو جاي من نيار

مهره لباتو رو تنو روي لب كسي نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط هومن| |

 

در اعماق قلبم آتشي فروزان است

در اعماق قلبم اشتياقي براي شروع عشق جان گرفته است

من از شوق احساساتم مي ميرم

و دنياي من با روياهايم جان مي گيرد

و من در روياهايم زندگي از سر مي گيرم

تو قلب و روح من هستي

هر جا که روم شعله عشق تو را زنده نگه خواهم داشت

تو جان و دل من هستي

و من تا ابد در آغوشت قرار خواهم گرفت و با تو خواهم ماند

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط ملیسا| |

 

نمیخوام یه خونه تو رویام بسازم

نمیخوام قلبمو به هیچکی ببازم

نمیخوام ترانم با اسمت شروع شه

دیگه گیتارم نمیگه دیدنت آرزوشه

مثل تو میخوام به هرکسی رسیدم

بگم عجیبه دیشب من خوابتو میدیدم

مثل تو شعر بگم شعرای عاشقونه

بگم تو اهل بهشتی جات تو آسمونه

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

 

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم   

نمیخوام نامه هام تو دست تو باشه

آره بهتره که دیگه راهمون جدا شه

قلبمو من از تو همینجا پس میخوام

میخوام مثل تو بشم من باهات راه نمیام

مثل تو میخوام من گم بشم واسه همیشه

بگم کار از کار گذشته دیر شده نمیشه

مثل تو میخوام از گریه ها رد بشم

میخوام هرز بری میمیرم به خدا رد بشم

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

 

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

دلمو به همه بدم       مثل خودت

پشیمونم نشم         مثل خودت

بگو چه جوری بشم    مثل خودت

مثل خودت...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 2:38 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

عشق                                         بيداد   من

باختن                  يعني                     لحظه                 عشق

جان                         سرزمين           يعني                           يعني

زندگي                                   پاک   عشق                                 ليلي و

قمار                                           من                                       مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                 عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                          شکست

يعني                                                                     باخت

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                     يعني

  سکوت                              تنهایی

  يعني                        گریه

عشق     من  

عشق                                         آميختن                                      افروختن

يعني                                به هم           عشق                              سوختن

چشمهاي                        يكجا                    يعني                          كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

  عشق                                   من   

    يعني                              راز      

    كلبه                   تنهایی  

اسرار

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

وقتي مردم گريه كن كه غماي دلت سبك شه

گريه كن شايد كه گريه مرحم درد تو باشه

جونمو به لب رسوندي غصه ي جدايي خوندي

روي قولاي قشنگت گل آرزو نشوندي

عشق من پاك و متحر عشق تو جامي پر از زهر

زهرتو دادي به خوردم ديدي دق كردمو مردم

 

دستاتو بذار تو دستم

كه ديگه رفتني هستم

 

تو قبول نكن شكستم

تكيه كن به قلب خستم

 

تو دلم غمي نشسته

تو چشام اشك حلقه بسته

 

گريه كردن ديگه بسه

ببين دلم چه بي كسه

 

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

روزی که رفتی این شعرو خوندم :

(تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم)

اون روزی که رفتی گریه نکردم ولی از فردای اون روز مدام هوای گریه دارم...همش بغض دارم...دلم تورو میخواد من با تو آروم میشم عزیزم پس چرا نمیتونم فراموشت کنم ؟

پس کجایی ؟

 

وقتی تو با من نیستی از من چه میماند ؟ از من جز این هر لحظه فرسودم چه میماند ؟

از من چه میماند جز این تکراره پی در پی ؟ تکراره من در من مگر از من چه میماند ؟

بی تو چه فرقی میکند دنیایه تنها را ؟ غیر از غبار و آدم و خاک چه میماند ؟

هنوزم خیلی دوست دارم...

هنوزم خیلی هواتو دارم...

هنوزم خیلی دلم تنگه برای...

هنوزم بغض دارم... 

 

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

یه درخت خشک و بی بر میون کویر داغ

توی ته مونده ی ذهنش نقش پر رنگ یه باغ

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

اولی گفت اگه بارون باز بباره تو کویر

دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر

دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود

جنگل  و  پرنده  بود  و  گذر  زلال  رود

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

 

اولی گفت اگه بارون باز بباره تو کویر

دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر

دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود

جنگل  و  پرنده  بود  و  گذر  زلال  رود

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

یه درخت خشک و بی بر میون کویر داغ

توی ته مونده ی ذهنش نقش پر رنگ یه باغ

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

یه درخت خشک و بی بر میون کویر داغ

اونایی که این آهنگ رو گوش دادن میدونن چه حسی داره

واقعا بین تمام آهنگهای حبیب تکه

پر معنا

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

 آخر راه

آخر  راه  اومدن  با  روزگار

گره ي  كوريه  كه  بخته  منه

كه  تمومه  اتفاقايه  بدش

 شاهد  زندگي  سخته  منه

 

شايد اين زخمي كه از تو خوردمو

از حرارتش زبونه ميكشم

يا تمومه بي كسي هامو همش

 فقط از دست زمونه ميكشم

بگو بازم هوامو داريو

مثه همه منو تنها نميزاريو

بگو هستي تا نترسونتم

 ظلمت اين شب تكراريو

بگو هستيو رويه ماهتو امشب

 پشته ابرا پنهون نميشه

آسمونه بخت تيره ي من

 ابري نميمونه هميشه

 

بگو بازم هوامو داريو

مثه همه منو تنها نميزاريو

بگو هستي تا نترسونتم

 ظلمت اين شبه تكراريو

بگو هستيو رويه ماهتو امشب

 پشته ابرا پنهون نميشه

آسمونه بخت تيره ي من

 ابري نميمونه هميشه

 

من  كه  پشتم  به  خودت  گرمه  و  باز

هر  چي  اين  راهو  ميام  نميرسم

 

نكنه  دستمو  ول  كردي  برم

كه  به  هر چي  كه  ميخوام  نميرسم

 

شايدم  من  اشتباهي  اومدم

كه  دره  بسترو  باز  نميكني

 

من  به  اين  سادگي  دل  نمي كنم

از  تو  كه  منو  رها  نمي كني

 

بگو بازم هوامو داريو

مثه همه منو تنها نمي زاريو

بگو هستي تا نترسونتم

 ظلمت اين شبه تكراريو

بگو هستيو رويه ماهتو امشب

 پشته ابرا پنهون نميشه

آسمونه بخت تيره ي من

 ابري نميمونه هميشه

 

بگو بازم هوامو داريو

مثه همه منو تنها نميزاريو

بگو هستي تا نترسونتم

 ظلمت اين شبه تكراريو

بگو هستيو رويه ماهتو امشب

 پشته ابرا پنهون نميشه

آسمونه بخت تيره ي من

 ابري نميمونه هميشه

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

ايستاده ام و سوسوي غريب يک ستاره را مي نگرم

دراين انديشه ام که آيا تو هم به او مي نگري
 
يا شايدم به قبل نگريسته اي و من او را حال

کاش مي شد امشب با هم ، در کنار گلهاي باغچه بوديم

آنقدر از دل مي گفتيم تا که گل خسته شود

آن زمان عطر احساس من و تو تا اوج هوا حس مي شد

حيف که خيالي بيش نيست ، همچنان خيره به آن ستاره ام

زير لب مي گويم : اي کاش...


نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط ملیسا| |

 

سلام

سالروزه فوت شاعر بزرگ و معاصر ایران (قیصر امین پور)را به همه

 شعر دوستان و شاعران عزیز تسلیت میگم

قیصر امین پور با مجموعه شعر ((در کوچه آفتاب)) در سال ۱۳۶۳

توانایی خود را نشان داد.

یکی از شعرای آقای امین پور در کتاب دوم دبیرستان هم آمده بود

به اسم

آفتاب پنهانی

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني

ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

دوباره پلك دلم مي پرد . نشانه ي چيست؟

شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني

كسي كه سبزتر است از هزار بار بهار

كسي . شگفت كسي آن چنان كه مي داني

كسي كه نقطه ي آغاز هر چه پرواز است

تويي كه در سفر عشق خطْ پاياني

تويي بهانه ي آن ابرها كه مي گريند

بيا كه صاف شود اين هواي باراني

تو از حوالي اقليم هر كجا آباد

بيا كه مي رود اين شهر رو به ويراني

كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق

بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني

روحش شاد و یادش زنده باد

 

نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

اينجا زندان نيست

   اما همه در بندند

اينجا بيمارستان نيست 

  اما همه هم دردند

اينجا مدرسه نيست  

 اما همه مي آموزند

اينجا ميکده نيست 

 اما همه سرمستند

آري اينجا جايي دگر است

جايست که خداوند حضورش پيداست

جايست که عاشق نجاتش اينجاست

جايست که چون گمشده اي مي آيد

مطمين است که پايان عذابش اينجاست

 

آري اينجا حريم عشق خداست

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط هومن| |

 

همه احساسمو دادم

 تا تورو تنها نبينم

 

يادم نبود بهت بگم

 اگه نباشي ميميرم

 

عكسي كه روي تاقچه بود

 با رفتنت گلم شكست

 

يه چيزي اومد به دلم

 يه بغضي تو گلوم نشست

 

تو كه ديدي تنهايي سخته

 تو كه دردشو كشيدي

 

 من كه احساسمو دادم

 چرا از من تو بريدي 

 

تو كه شدي دارو ندارم

برام از عاشقي گفتي

 

حالا كه بي تو ميمونم

 ياده تنهايي نيافتي

 

به تو قول داده بودم

 ديگه تنها نموني

 

 حالا از خدا ميخوام

 شعرامو تنها نخوني

 

جاي خالي تو گلم

 من تحمل ميكنم

 

هميشه خدا نگهدار

 ديگه از تو ميبرم

 

تو كه ديدي تنهايي سخته

                          تو كه دردشو كشيدي

 

من كه احساسمو دادم

                          چرا از من تو بريدي

 

تو كه شدي دارو ندارم

                         برام از عاشقي گفتي

 

حالا كه بي تو ميمونم

                             ياده تنهايي نيافتي

 

تو كه ديدي تنهايي سخته

 تو كه دردشو كشيدي

 

من كه احساسمو دادم

 چرا از من تو بريدي

 

تو كه شدي دارو ندارم

 برام از عاشقي گفتي

 

حالا كه بي تو ميمونم

 ياده تنهايي نيافتي

 

همه احساسمو دادم

 تا تورو تنها نذارم

 

اما چي شد نميدونم

 ديگه نيستي تو كنارم

 

حال ميكنين چه آهنگاي خوشگلي واستون مينويسم

فقط براي شما مينويسم

(منظورم اینه که از روی آهنگاش مینویسم ها)

 

نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط هومن| |

 
شاد کن جان من که غمگین است
رحم کن بر دلم که مسکین است


روز اول که دیدمت گفتم
آنکه روز من سیاه کند این است


گه گه یاد کن به دشنامم
سخن تلخ از تو شیرین است


بی‌رخ تو دین من همه کفر است
با رخ تو کفر من همه دین است

نوشته شده در جمعه سی ام مهر 1389ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط ملیسا| |

 

كاشكي تورو

سرنوشت ازم نگيره

مي ترسه دلم

بعد رفتنت بميره

اگه خاطره هام

 يادم ميارن تورو

 

            لاقل از تو خاطره هام نرو

 

كي مثه من واسه تو

قلب شكستش ميزنه

 

اخه كي واسه تو

 مثله منه

 

بمون دل من فقط به بودنت خوشه

منو فكر رفتنه تو ميكشه

لحظه هام تباهه بي تو

زندگيم سياه بي تو

نمي تونم

 

بمون دل من فقط به بودنت خوشه

منو فكر رفتنه تو ميكشه

لحظه هام تباهه بي تو

زندگيم سياه بي تو

نميتونم

 

كاشكي تورو وووو

سرنوشت ازم نگيرهههه

مي ترسهههه دلم

بعد رفتنت بميرهههه

اگه خاطره هام

 يادم ميارن توروووو

 

          لاقل از تو خاااااطره هام نرووووو

 

كي مثه من واسه تو

قلب شكستش ميزنه

 

اخه كي واسه توووو

مثله منههههه

 

بمووووووووون دل من فقط به بودنت خوشههههه

منو فكر رفتنه تو ميكشههههههه

لحظه هام تباهه بي تو

زندگيم سياه بي تو

نمي تووونممم

 

بمون دل من فقط به بودنت خوشه

منو فكر رفتنه تو ميكشه

لحظه هام تباهه بي تو

زندگيم سياه بي تو

نميتونم

 

قشنگ بود

خیلی با این آهنگ حال میکنم

 

 

نوشته شده در جمعه سی ام مهر 1389ساعت 2:49 بعد از ظهر توسط هومن| |


Design By : Night Skin